یک روانشناس کودک و نوجوان می‌گوید: «بخشی از کودک‌آزارهای جنسی وارد حوزه تربیت جنسی شده‌اند و دلیل آن این است که هیچ‌کدام از نهادها باهم یک‌دست نیستند.. هرکسی از هرجایی که آمده، معلم تربیت جنسی شده و آموزش‌هایی می‌دهند که اصلا مناسب فرهنگ و زیست‌بوم ما نیست.»

فاطیما فردوس: «تابو»ها در اکثر اوقات می‌توانند شرایطی را فراهم کنند که پتانسیل تبدیل‌شدن به یک‌ مورد لوکس یا مُد داشته باشند. مصداق بارز آن هم تربیت جنسی کودکان است که بعد از اخبار پی‌درپی تجاوز و کودک‌آزاری اگرچه به‌خوبی پررنگ شد و لزوم آموزش آن در خانواده‌ها تا حدودی حس شد اما پروژه‌ای پر سود برای افرادی راه انداخت تا با فاصله‌ای زیاد از مردم، ژست معلم تربیت جنسی بگیرند و به کودکان آموزش دهند. در حالی که تنها پدر و مادر هستند که می‌توانند به کودکانشان تربیت جنسی را آموزش دهند.

 اضطراب کودکان (سخن 11)

بسیاری از کودکان مضطرب در درخواست برای پیوستن به فعالیتی که بقیه بچه ها انجام می دهند بی میل هستند . بیشتر اوقات آنها واقعا می خواهند که به سایر کودکان ملحق شوند اما کنار می ایستند و تماشا می کنند چون ممکن است که ندانند که چه بگویند یا از ترس اینکه نادان به نظر برسند،از امتحان آن خیلی می ترسند . پس یکی از مهارت هایی که پیش نیاز مهارت دوستی است ،مهارت “درخواست پیوستن” به فعالیت دیگران است .

چه خوب است که به فرزندانمان کمک کنیم که  با آرامش به سایر کودکان نزدیک شود و بخواهد که به فعالیت آنان بپیوندد.

گلرخ شلویری .روانشناس کودک و نوجوان

 

مدت زمان مطالعه:4 دقیقه

تقسیم بندی بازی:

ژان پیاژه روانشناسی است که نظریات ارزشمندی  در زمینه رشد شناختی ارایه کرده است.بازی از نظر وی عاملی است که در رشد هوشی و شناختی تاثیر دارد. پیاژه نظر جامعی در مورد بازی دارد و معتقد است بازی فعالیتی است که دارای هدفی خارجی نبوده و کاملا اختیاری و لذت بخش است و سازماندهی نمیشود و باید به دور از پرخاشگری باشد.

 کج خلقیها : مغز طبقه بالا و پایین

در پیام قبل در مورد مغز طبقه بالا و مغز طبقه پایین صحبت کردیم. و گفته شد، مغز طبقه پایین که مرکزکارکردهای اولیه است ( پلک زدن، خشم، فرار، نفس کشیدن)  در ابتدای تولد رشد یافته است اما مغز طبقه بالا که مسئول تصمیم گیری، تفکر، ادراک خود، همدلی و پایبندی اخلاقی است در حال ساخته شدن است و تا اواسط بیست سالگی به بلوغ می رسد. بنابراین والدین نباید انتظار داشته باشند که فرزندشان همیشه منطقی باشند و هیجانهای خود را تنظیم کنند. اما آیا این امر سبب می شود که آنها رفتاری آزادانه و بی قید و شرط داشته باشند؟

 در مورد مغز طبقه بالا و مغز طبقه پایین و نحوه عملکرد آنها صحبت کردیم و نتیجه گرفتیم که دو نوع کج خلقی داریم:

1) کودک هوشیارانه، هدفمندانه و با تصمیم گیری درست کج خلقی طبقه بالا را انجام می دهد بنابراین والدین باید، محکم و قاطع باشند و کاری کنند تا کودک پیامد منفی عمل خود را ببیند. به او آموزش دهند که با گفتگوی محترمانه و تعویق انداختن نیازهای خود شکیبا یی را بیاموزد وکنترل تکانه هایش را تمرین کند.

2) در کج خلقی طبقه پایین که که کودک جوش آورده و از کنترل خارج شده چون به مغز طبقه بالا دسترسی ندارد باید ابتدا کودک را آرام کرد تا در یک موقعیت پذیرنده و آرامش بخشقرار گیرد، سپس در زمانی مناسب درباره رفتار نامطلوب او و پیامدهای آن با او صحبت کنیم.

زیر مجموعه ها