پیش از این درباره ی ازدواج و فرآیند آن سخن گفتیم. اینکه ازدواج یک فرایند متوالی است که از خواستگاری و انتخاب تا عروسی به طول می انجامد.

نکته مهم این است که هدف اصلی از این مرحله را بدانیم و متناسب با آن گام برداریم.تنها هدف دوره ی خواستگاری: شناخت میزان کفویت و پیش بینی وضعیت آینده ی ازدواج است. و اما این شناخت ۶ بعد اساسی دارد که با آگاهی از آنها مرحله ی شناخت شفافیت بیشتری پیدا می کند.

  1. میزان آمادگی فرد برای ازدواج
  2. خانواده و اقوام
  3. ویژگی های شخصیتی
  4. میزان ریسک ازدواج
  5. فرهنگ و آداب و رسوم

دیدگاه واقعیت درمانی: واقعیت درمانی گلاسر بیان می کند که هر کسی قدرت انتخاب دارد و انتخاب میکند پس باید مسوولیت آن را هم بر عهده بگیرد. لذا تاکید دارد که مسوولیت پذیری اصل تعیین کننده در انتخاب همسر و تداوم رابطه است.

دیدگاه شناختی- رفتاری: این دیدگاه اعتقاد دارد آشنایی وتعامل موجب انتخاب و تداوم رابطه می شود.چرا که همه همیشه به دنبال انتخاب همسر هستند و انتخاب همسر یک فرایند طولانی است.

دیدگاه های اجتماعی: عموما بر این باور هستند که افراد بر اساس میزان دسترسی و شرایط فردی و خانوادگی و اجتماعی دست به انتخاب می زنند و شرایط هرکس معمولا تعیین کننده ی نوع انتخاب اوست. اینکه چه چیزهایی برایش مهم هستند و چه مواردی ارزش هایش راشکل میدهند و مواردی از این قبیل.

دیدگاه دوم که به روابط موضوعی یا روابط شی مشهور است اعتقاد دارد که انتخاب همسر توسط هر فرد ۲۰ سال قبل از همسر یابی او و با ارتباط با مادر شروع می شود.اینکه روابط امنی را با مادرش تجربه کرده یا نه. این ارتباط امن و پناهگاه ایمن بودن یا نبودن  والدینمان برای ما از نظر این دیدگاه در انتخاب همسر اینده مان اثر گذار است. معمولا اینکه ما دلبستگی ایمن یا ناایمن داشته باشیم یا از کودکی روابط امن یا مثبتی را تجربه کرده باشیم؛ هنگام انتخاب همسر با ما همراه است. و خودآکاه و ناخودآگاه بر روی تصمیم گیری ما اثرگذار است.

در هفته های بعد با سایر دیدگاه ها همراه شما خواهیم بود.

به طور کلی در دنیا دیدگاه های بسیار زیاد و متفاوتی در مورد انتخاب همسر وجود دارد که بعضاً با هم نقاط اشتراک زیادی داشته و گاهی نیز دارای تفاوت های اساسی هستند. ما اینجا هفت دیدگاه اساسی که در دنیا طرفداران زیادی دارد را با شما مطرح خواهیم نمود.

اولین دیدگاه؛ دیدگاه روان تحلیلی است. روان تحلیل گران معتقدند در ازدواج هر کسی فردی را به همسری انتخاب می کند که تا حدی  همانند والد غیر همجنس او باشد. البته این دیدگاه به مرور زمان تعدیل شده است و هم اکنون روان تحلیلی اینگونه فکر می کند که برای مثال دختری که قصد ازدواج دارد احتمالا ویژگی هایی که در پدرش بارز و مهم دیده را در همسر آینده خود نیز تعمیم می دهد و در مورد پسر ها نیز بالعکس چنین امری صادق است.

تحولات ازدواج:

حتما تا به حال از مادر؛ پدر؛ مادربزرگ و پدربزرگ و خلاصه بزرگان فامیل زیاد شنیده اید که می گویند ازدواج در زمان ما اینچنین نبود و آنچنان بود و… به نظر شما تحولات ازدواج از گذشته تا به حال چگونه بوده است؟ از دیدگاه روانشناسان تحولات مهم ازدواج شامل موارد زیر می شود:

-اکنون عشق وعلاقه بسیار مهم تر تلقی میشود.

-شناخت یکدیگر اهمیت پیدا کرده است.

-نیاز های هر دو زوج لحاظ میگردد.

-دختر و پسر در تصمیم گیری ها آزاد تر هستند.

-اصل هم کفی یا مکملیت بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.

-روابط دوتایی مهم و فرزند آوری اهمیت گذشته را از دست داده است.

- منابع حمایتی ازدواج کاهش یافته است

- تفسیر ازدواج از مرحله ای ز زندگی به نوعی از زندگی تغییر یافته است( از الزام به اختیار)

- خانواده هراسی بوجود آمده است به معنای ترس از ازدواج و پذیرفتن مسوولیت های آن.

و تغییرات بسیار دیگری که هم ماهیت و هم شکل ازدواج امروزی را بسیار تغییر داده است و نمیتوان گفت تمامی تغییرات لزوما خوب یا بد هستند ولی این امر مبرهن است که تفاوت سبک ازدواج جوانان امروزی با والدینشان به مشکلات و درگیری خانوادگی دامن خواهد زد و ازدواج را از آنچه که هست سخت تر خواهد کرد. مهم ترین اقدام پیدا کردن راهکارهایی است که نقطه نظرات اعضای خانواده را به هم نزدیک تر خواهد کرد و به دنبال همراهی و همکاری آنان را افزایش خواهد داد. البته باید توجه داشت که این راهکار ها ممکن است از خانواده ای به خانواده ی دیگر تفاوت یا کارامدی ان متغیر باشد اما لزوم ان در هر خانواده ای بدون شک احساس میشود.